تبلیغات
یاس نبی - دیدگاه شهید مطهری درباره حریم عفاف (2)
انا اعطیناک الکوثر




دوشنبه 24 مهر 1391

دیدگاه شهید مطهری درباره حریم عفاف (2)

   نوشته شده توسط: ارژنگ    نوع مطلب :عفاف و حجاب ،شهـیـد مـــطهری ،

در ادامه مبحث قبلی (+) اینجا را مطالعه کنید.

 

و اما مطلب دوم یعنی بحث در علتی كه برای این دستور ذكر شده است:
مفسرین گفته‏اند: گروهی از منافقین، اوائل شب كه هوا تازه تاریك‏
می‏شد، در كوچه‏ها و معابر مزاحم كنیزان می‏شدند. البته برای كنیزان

پوشانیدن سر واجب نبوده است. گاهی از اوقات این‏
جوانان مزاحم و فاسد، متعرض زنان آزاد نیز می‏شدند و بعد مدعی می‏شدند كه‏
ما نفهمیدیم آزاد زن است و پنداشتیم كنیز است. لذا به زنان آزاد دستور
داده شد كه بدون جلباب یعنی در حقیقت بدون لباس كامل از خانه خارج‏
نشوند تا كاملا از كنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت و اذیت قرار نگیرند.
بیان مذكور خالی از ایراد نیست، زیرا چنین می‏فهماند كه مزاحمت نسبت‏
به كنیزان مانعی ندارد و منافقین آن را به عنوان عذری مقبول برای خود ذكر
می‏كرده‏اند، در حالی كه چنین نیست. اگر چه پوشانیدن موی سر بر كنیزان‏
واجب نبوده است، شاید رمز آن هم این بوده كه وضع كنیز معمولا جالب و
تحریك آمیز نیست و مورد رغبت كسی واقع نمی‏شود و به علاوه كارشان خدمت‏
بوده چنانكه قبلا اشاره كردیم، ولی در هر حال این مزاحمت ها حتی در مورد
كنیزان نیز گناه محسوب می‏شده است و منافقین

نمی‏توانسته‏اند كنیز بودن را عذر خود قلمداد كنند.
احتمال دیگری كه در معنای این جمله داده شده این است كه وقتی زن‏
پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاكدامنی را رعایت‏
كند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمی‏كنند متعرض آنها شوند.
بنا به احتمال اول معنی جمله: « ذلك ادنی ان یعرفن فلا یؤذین»

اینست كه بدینوسیله شناخته می‏شوند كه آزادند نه كنیز، پس مورد آزار و
تعقیب جوانان قرار نمی‏گیرند. ولی بنا به احتمال دوم معنی جمله اینست‏
كه بدینوسیله شناخته می‏شوند كه زنان نجیب و عفیف می‏باشند. و بیمار دلان‏
از اینكه به آنها طمع ببندند چشم می‏پوشند زیرا معلوم می‏شود اینجا حریم‏
عفاف است، چشم طمع كور، و دست خیانت كوتاه است.
در این آیه حدود پوشش بیان نشده است. از این آیه نمی‏توان فهمید كه‏
آیا پوشیدن چهره لازم است یا نه؟ آیه‏ای كه متعرض حدود پوشش است آیه‏
31
 سوره نور است.

مطلبی كه از این آیه استفاده می‏شود و یك حقیقت جاودانی است اینست‏
كه زن مسلمان باید آن چنان در میان مردم رفت و آمد كند كه علائم عفاف و
وقار و سنگینی و پاكی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود، و در
این وقت است كه بیمار دلان كه دنبال شكار می‏گردند از آنها مأیوس می‏گردند
و فكر بهره‏كشی از آنها در مخیله‏شان خطور نمی‏كند. می‏بینیم كه جوانان‏
ولگرد همیشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عریان

می‏گردند. وقتی كه به آنها اعتراض می‏شود كه چرا مزاحم می‏شوی؟ می‏گویند
اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمی‏آید.
این دستور كه در این آیه آمده است مانند دستوری است كه در بیست و
پنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است: "فلا
تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض" یعنی در سخن گفتن رقت زنانه‏
و شهوت‏آلود كه موجب تحریك طمع بیمار دلان می‏گردد به كار نبرید. در این‏
دستور، وقار و عفاف در كیفیت سخن گفتن را بیان می‏كند و در آیه مورد
بحث، دستور وقار در رفت و آمد را.

حركات و سكنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع‏
لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنی‏دار است و به زبان بی‏زبانی می‏گوید
دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب كن. گاهی برعكس با
بی‏زبانی می‏گوید دست تعرض از این حریم كوتاه است.
به هر حال آنچه از این آیه استفاده می‏شود اینست نه كیفیت خاصی برای‏
پوشش. از نظر كیفیت پوشش فقط آیه 31 سوره نور است كه مطلب را بیان‏
می‏فرماید و با توجه بدینكه این آیه بعد از آیه سوره نور نازل شده است‏
می‏توان فهمید كه منظور از « یدنین علیهن من جلابیبهن » اینست كه‏
دستور قبلی سوره نور را كاملا رعایت نمایند تا از شر آزار مزاحمان راحت‏ گردند.
در آیه قبل از این آیه می‏فرماید: «و الذین یؤذون المؤمنین و
المؤمنات بغیر ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبینا »

یعنی آنانكه بدون جهت مردان و زنان با ایمان را آزار می‏رسانند بهتان‏
و گناه بزرگی مرتكب می‏گردند. این آیه رسما به كسانی پرخاش می‏كند كه‏
مردان و زنان مسلمان را آزار می‏رسانند. بلافاصله به زنان دستور می‏دهد كه‏
در رفتار خود وقار و سنگینی را كاملا رعایت كنند تا از آزار افراد مزاحم‏
مصونیت پیدا كنند. توجه بدین آیه، بهتر به فهم مقصود آیه مورد بحث‏ كمك می‏كند.
مفسران غالبا هدف جمله "«یدنین علیهن من جلابیبهن»" را پوشانیدن‏
چهره دانسته‏اند، یعنی این جمله را كنایه از پوشیدن چهره دانسته‏اند.
مفسران قبول دارند كه مفهوم اصلی "یدنین" پوشانیدن نیست اما چون‏
غالبا پنداشته‏اند كه این دستور برای باز شناخته شدن زنان آزاد از كنیزان‏
بوده است، این چنین تعبیر كرده‏اند. ولی ما قبلا گفتیم كه این تفسیر صحیح‏
نیست. به هیچ وجه قابل قبول نیست كه قرآن كریم فقط زنان آزاد را مورد
عنایت قرار دهد و از آزار كنیزان مسلمان چشم بپوشد. آنچه عجیب به نظر
می‏رسد اینست كه مفسرانی كه در اینجا چنین گفته‏اند غالبا همانها هستند كه‏
در تفسیر سوره نور با كمال صراحت گفته‏اند كه پوشانیدن چهره و دو دست‏
لازم نیست و آنرا امر حرجی دانسته‏اند، از قبیل زمخشری و فخر رازی. چطور

شده است كه این مفسران متوجه تناقض در سخن خود نشده‏اند و ادعای‏
منسوخیت آیه نور را هم نكرده‏اند.
حقیقت اینست كه این مفسران تناقضی میان مفهوم آیه نور و آیه احزاب‏
قائل نبوده‏اند. آیه نور را یك دستور كلی و همیشگی می‏دانسته‏اند

خواه مزاحمتی در كار باشد یا نباشد ولی آیه سوره‏
احزاب را مخصوص موردی می‏دانسته‏اند كه زن آزاد یا مطلق زن مورد مزاحمت‏
افراد ولگرد قرار می‏گرفته است.
نكته‏ای از آیه مورد بحث استفاده می‏شود، و آن اینست كه افرادی كه در
كوچه‏ها و خیابانها مزاحم زنان می‏گردند، از نظر قانون اسلام مستحق مجازات‏
سخت و شدیدی می‏باشند. تنها مثلا آنها را به كلانتری جلب كردن و تراشیدن‏
سر آنها كافی نیست. بسیار سختتر باید مجازات شوند. قرآن می‏فرماید:

"لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی‏
المدینة لنغرینك بهم ثم لا یجاورونك فیها الا قلیلا" یعنی اگر اینها
دست از عمل زشت خود بر ندارند تو را فرمان می‏دهیم كه به آنها حمله بری كه‏
دیگر جز اندكی در پناه تو نخواهند بود. حداقل آنچه از این آیه مفهوم‏
می‏شود تبعید آنها از جامعه پاك اسلامی است. جامعه، هر اندازه برای‏
عفاف و پاكی احترام بیشتری قائل باشد برای خائنان مجازات شدیدتری قائل‏
می‏شود، و عكس آن، برعكس.