تبلیغات
یاس نبی - مروارید عفاف
انا اعطیناک الکوثر




پنجشنبه 2 بهمن 1393

مروارید عفاف

   نوشته شده توسط: ارژنگ    نوع مطلب :دل نوشته ،عفاف و حجاب ،

      هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود پرچین و حصار کشیده است؛ چون باغ بی دیوار، از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان باقی نمی ماند.
      هیچ کس هم به نام «آزادی» دیوار خانه خود را برنمی دارد و شبها در حیاط خود را باز نمی گذارد؛ چون احتمال ورود دزد جدی است. هیچ صاحب گنج و گوهری هم، جواهرات خود را بدون حفاظ و ایمنی کامل در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد و جلوه کند و دلها را برباید. چون جواهر «ربودنی» است و همین ویژگی باعث می شود در نگهداری اش نهایت سعی و کوشش به عمل آید.
      وقتی مانع ورود پشه ها شدی و راه ورودشان را بستی، خود را «مصون» ساخته ای؛ نه «محدود» و زندانی. وقتی در خانه را می بندی، یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی؛ خانه خود را از ورود بیگانه و نگاه های مزاحم در پناه قرار داده ای، نه اینکه خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی.
      اگر برای ایمنی از خطر و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانی؛ نه کسی ایراد می گیرد و نه اگر ایراد هم بگیرد، اعتنا می کنی.
      زیرا سخنش را بی منطق و ناآگاهانه می یابی و می بینی. اینکه «دل باید پاک باشد» بهانه ای برای گریز جاهلانه از این مصونیت است و آویختن به شاخه «لاقیدی» و گرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد. همانا که «ظاهر» آیینه باطن است و «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
      زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهای چند نامه، نگاه، لبخند و... نفروشد!
      زن به خاطر لطافتی که دارد نباید در دست خشن کامجویان دیو سیرت، که نقاب مهربانی و عشق بر چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه «گل عصمتش» را چیدند، او را دور اندازند یا زیر پایشان «له» کنند. زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم است، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد.
      سادگی و خامی است که کسی «نگاه» خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشمهای ناپاک قرار دهد، و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیماردلان و راهزنان عفاف را به وسوسه نمی اندازد و از زهر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند.
      خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها، نشانه تیره اندیشی است، نه روشنفکری؛ علامت جاهلیت است نه تمدن! می گویی نه؟
      به طومار کسانی نگاه کن «برای نمونه به پرونده های مفاسد اخلاقی دادسراها مراجعه کن» که پس از رسوایی و پشیمانی، بر سر غفلت خود می زنند و برجهالت خود لعنت می فرستند. کسی که از «جماعت رسوا» نگریزد «رسوای جماعت» می شود. (نگاه تا نگاه - جواد محدثی)

 

*بایسته های بانوی ایرانی
      دو واژه «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به اینکه تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثر متقابل است؛ بدین ترتیب که هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و برعکس هرچه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می گردد.
      امروزه مقوله حجاب و عفاف در بین بانوان ایرانی آن طور که شایسته بانوی ایرانی که منشأ تحولات بسیاری در عرصه فرهنگی، اجتماعی، علمی- آموزشی و حتی سیاسی هستند مورد توجه قرار نمی گیرد.
      بدحجابی منشأ اختلاف، مشاجره و فروپاشی خانواده هاست و مسأله عفاف هم برای مرد و هم برای زن صدق می کند.
      رعایت حجاب، موجب مصونیت بانوان از مزاحمت ها و نگاه های آلوده می شود. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «زکات زیبایی، عفت است» و یا اینکه «پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و پایداری زیبایی اوست.»
      زن در لوای عفاف و در کانون خانواده می تواند انسانهای صالحی را تربیت کند. خانواده، هسته اصلی پیکره اجتماع است که زن در این پیکره اجتماع به عنوان قلب جامعه محسوب می شود و باید در راه صلاح جامعه تلاش کند.
      زن سالم در خانواده سالم رشد می یابد و از دامن اوست که مرد به معراج می رود. خانواده که قلب آن زن است، بهترین پرورشگاه روح و روان و ایمان است.
      جامعه بی خانواده، جامعه ای آشفته و نامطمئن است، جامعه ای که در آن مواریث فرهنگی و فکری و عقاید نسلها به یکدیگر منتقل نمی شود و تربیت انسان به راحتی و روانی صورت نمی گیرد. به نظر می رسد برای مقابله با این پدیده شوم و هدیه غرب به ایران، با آموزشهای صحیح فرزندان (بویژه دختران) در سنین پایین از سوی خانواده ها، تبیین صحیح فواید و مزیتهای حفظ حجاب از یک سو و ذکر پیامدهای بدحجابی از سوی دیگر، نیز ارائه مشاوره در مدارس دخترانه و دانشگاه ها، عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، بیان فلسفه حجاب در مطبوعات و رسانه ملی بتوان تا حدود زیادی با این معضل فرهنگی مقابله کرد.